امروز 8:40 صبح، مدرسه با صف کشیدن ما و صحبت های آقای مدیر و ... شروع شد. البته من صدایشان را نشنیدم و فکر نمی کنم کسی در آن همهمه چیزی شنیده باشد، به نظرم وقتش رسیده که مدرسه بلند گو داشته باشد! امسال هنگام ورود به کلاس ها، از زیر قرآن هم رد نشدیم؛ شاید به این دلیل که جمعیت زیاد وقت زیادی هم می گرفت.
برعکس پارسال که از همان روز اول همه ی معلم ها آماده بودند و آقای بورقانی – سر صف - آن ها را معرفی کردند و همان روز تدریس شروع شد، امروز فقط بلاتکلیفی بود. از سه زنگی که داشتیم فقط دو دبیر به کلاس آمدند – البته زنگ کلاس، 5 دقیقه به زنگ تفریح آغاز شد – و از آن جایی که آن ها نیز کاری نداشتند؛ آشنایی و معرفی صورت گرفت و دبیران به دفتر بازگشتند! این در حالی است که – ان شاء الله – به گفته ی ناظم ها – که امسال هر دو جدیدند – تا پایان ماه مبارک رمضان باید هنوز هم منتظر دبیران نیامده، بمانیم.
در مورد ساعات مدرسه هم - در مقابل سوال های متوالی ما - خانم ناظم جدید پاسخ دادند که دولت آقای احمدی نژاد ساعات درسی مدارس را کاهش داده اند، و در جواب ایشان یکی از دوستانم گفت: « آمریکا به ساعات درسی اضافه می کنه، دولت ایران کم! »
از جمعیت مدرسه چه بگویم! راستش مقطع دبستان به قولی در حال انفجار بود. شایعه است که می خواهند این مقطع را در تمامی پایه ها دو کلاسه کنند و قاعدتا بر حسب جنسیت خواهد بود. جمعیت هر کلاس ابتدایی در حدود 35 نفر می باشد! ولی به ترتیب در مقاطع راهنمایی و دبیرستان جمعیت کمتر می شود. مثلا کلاس ما (سوم دبیرستان – دخترانه) در کل ۸ نفره می باشد.
دلیل آن هم معلوم است. جمعیت دانش جویان جوان ایرانی روز به روز افزایش می یابد و از آن جایی که جوانند، یا فرزندی ندارند و یا فرزندشان در مقطع ابتدایی تحصیل می کند. این دانش جویان به خصوص در دانشگاه UPM بسیارند و باز این را از اتوبوسی که از دانشگاه به مدرسه می آید می توان حدس زد. ظاهرا، حدود 38 نفر دانش آموز با این اتوبوس جابه جا می شوند.
در ضمن آب خوری دیگری نیز به مدرسه اضافه شده است، ولی فکر نمی کنم این ها کفاف دانش آموزانی که به نظرم 2 برابر سال پیش می باشد را بدهد.
هم چنین در مقابل آب خوری ها در حیاط پشتی، دری درست شده که به پشت نماز خانه راه دارد.
این هم اخبار اولین روز مدرسه.
