تبليغاتX
!مدرسه ام در مالزی - !!!این هم از فیزیک

صبح امروز خانم س.ا در کوچه ی مدرسه می آمدند که مالایی موتور سواری دستشان را می گیرد، کیف را از دوششان برمی دارد و بعد هم می زند به چاک!! جالب این جاست که در کوچه ای پر از ولی و دانش آموز؛ دزد با دل و جرئت ما به سادگی کارش را انجام داده است!

خانم س.ا را دیدم که پریشان، برای خانم زهره نسب ماجرا را توضیح می دهند. به کلاس رفتیم و ماجرا را برای بچه ها تعریف کردم. متوجه شدیم که اتفاقا نفیسه که در لحظه ی دزدی در کوچه ی پشتی مدرسه، خلاف جهت خانم و آقای دزد می آمده؛ موتور سواری را دیده که چند کتاب را از روی موتور به وسط کوچه پرت می کند. کتاب را چه آید به کار دزد؟! فقط بار اضافه است. نفیسه بی توجه به راه خود ادامه می دهد. حق هم دارد زیرا کتاب های جلد شده با روزنامه و کاغذ کادو و ... عنوان خود را مخفی نگه می دارند!

باری، فورا با نفیسه از خانم زهره نسب، اجازه گرفتیم و کتاب ها را آوردیم. خوب بود که رهگذران با دیدن کتاب ها، آن ها را در حاشیه ی کوچه گذاشته بودند تا از گزند ماشین ها در امان بمانند. وقتی خانم س.ا کتاب ها را دیدند؛ کم مانده بود که دیگر از خوشحالی بال درآورند و پشت سر هم یا نفیسه را بغل می کردند و یا مرا! و تشکر بود که نثارمان می شد! خوشبختانه فقط یک بطری آب، 2-3 رینگیت پول، خود کیف و کلی فحش عاید دزد بیچاره شد! خدا را شکر که موبایلشان را در جیب گذاشته بودند.

نوشته شده توسط مینا عرب خدری، Mina Arabkhedri در دوشنبه یکم بهمن 1386 ساعت 4:48 PM | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar