تبليغاتX
(خاطرات مدرسه (مدرسه ام در مالزی! سابق
از دست این فیس بوک دیگه من هر چیزه هیجان انگیز پیدا می کنم واسه نوشنن؛ فوری می دوم می رم اوم جا! اومدم برم این مطلب رو اون جا پست کنم بعد یاد وبلاگ خدابیامرزم افتادم! :دی

راستی خیلی مرسی واقعا که تو این مدت پرسیدین که من کجام، زنده ام یا مرده!! هاها.. اینم پست جدید:

"آدم وقتی خوابش می یاد یاده چیا که نمی افته و چی کارا که نمی کنه. به خودم اومدم تو راه خونه دیدم دارم مرغ سحر ناله سر کن و بلند بلند واسه خودم می خونم! من مرغ سحر و مثلا یه سالم بود یاد گرفتم مثلا از 12 سالگی به بعدم نشنیدم! P:"

نوشته شده توسط مینا عرب خدری، Mina Arabkhedri در جمعه یازدهم فروردین 1391 ساعت 7:41 PM | لینک ثابت |
همه خارجیها زیبایی آنجلینا جولی، شهرت کریستیانو رونالدو و دانش استیفن هاوکینگ را ندارند. بیشتر خارجیها آدمهای معمولی هستند درست مثل من و شما.
-  هر سفیدپوستی که موهای بلوند و چشمهای روشن دارد لزوما خوشگل نیست. حتی ممکن است خیلی هم داغون نشان باشد.
-  در خارج بی بند و باری جنسی وجود ندارد. اینها همه اش ساخته پرداخته ذهن بیمار .... است.
- خارجیها هم غیرتی می شوند.
- خارجیها هم به بچه هایشان گیر می دهند که لباس اینجوری نپوش یا قیافه ات را اینطوری درست نکن.
- در خارج هم آدم پولدار و فقیر پیدا می شود. همه خارجیها لزوما بچه مایه نیستند.
- دکتر و مهندسهای خارجی شاخ و دم ندارند. مهندسهای خارجی هم از نظر دانش فنی چیزی شببیه خودمان هستند. فقط بعضیهاشان سفید و بور هستند و ما فکر می کنیم از ما بهترند و بعضیهاشان هندی و دارای پوست تیره هستند و ما آنها را آدم حساب نمی کنیم.
- در خارج هم ازدواج می کنند و خیلی هم تعهد اخلاقی دارند. بر خلاف تبلیغات ما و این چرندیاتی که در فیلمهای هالیوودی نشان می دهند خارج اینجوری نیست که هر شب با یک آدم جدید بخوابند. به هرحال کافر همه را به کیش خود پندارد.
- دوست دختر یا دوست پسر در واقع همان همسر است. منتها در داخل مردم به همسرشان خیانت می کنند و آن را نشانه زرنگی می دانند ولی خارجیها از این کارها نمی کنند و ادعای زرنگی هم ندارند.
- همه ایرانیهایی که در خارج هستند آدم حسابی نیستند. خارج پر است از قاسم گلی، بدری تپله، حمید شب خیز، حجی جون و...
- در خارج هم مردم مثل داخل سر کار میروند.
- در خارج خانمها کار کردن را یک نیاز می دانند نه یک تفریح.
- در خارج هم مردم پیر می شوند و میمیرند. این حرفها که خواننده های لوس آنجلسی بهشان خوش می گذرد و پیر نمیشوند یک دروغ است.
- در خارج همه پستهای مهم دست ایرانیها نیست و دانشمندان ناسا هم همگی ایرانی نیستند. بیخودی اغراق نکنیم.
- داشتن دوست خارجی یا ازدواج با یک خارجی افتخاری دست نیافتنی نیست. خارجیها هم مثل ما آدمهای معمولی هستند.
- کسی که در سن 30 سالگی از ایران خارج می شود زبان فارسی هیچوقت یادش نمیرود. اون هم بعد از 6 ماه. اگر از این اداها درآورد که فارسی یادم رفته بهش بخندید تا بفهمد که کار زشتی می کند و رفتارش را اصلاح کند.
- خارجیها بی شعور یا کم عقل نیستند. اینطوری نیست که از داخل بروند خارج و به راحتی سر خارجیها را کلاه بگذارند. اینها همه اش توهم است.
- همه خارجها سرد نیست. خارج گرم هم داریم.
-لازم نیست هر موقع که با دوستتان در خارج صحبت می کنید بپرسید اونجا ساعت چنده. فقط کافیست یک بار در گوگل سرچ کنید: خارج+تایم زون
- دوست شما در خارج با فیبر نوری به بورس اوراق بهادار یا مراکزاطلاعات قیمت وصل نیست. سوالاتی مانند "اونجا گوشی فلان مدل چنده" ؟ "اونجا کامپیوتر چنده"؟ "اونجا سانتافه 2007 سفید یخچالی تمیز چنده"؟ قاعدتا جوابهای چرتی به همراه خواهد داشت.
- برای پیدا کردن اطلاعات مربوط به نحوه پذیرش یک رشته خاص در یک دانشگاه خاص خارجی به سایت اینترنتی آن دانشگاه مراجعه کنید. لازم نیست از دوستتان در خارج بپرسید. دوست شما هم در خارج باید دقیقا برود اینترنت و سایت دانشگاه را چک کند.
– دانسیته جواد (تعداد جواد بر کیلومتر مربع) در خارج بعضا بیشتر از دانسیته جواد در داخل است. همه ایرانیهایی که در خارج زندگی می کنند در حد ... باکلاس نیستند.
- این که دوستتان در خارج درس خوانده یا در خارج کار می کند به تنهایی به معنی دانش بالای او نیست.
- همه ایرانیهایی که در خارج کار می کنند لزوما مرتبه اجتماعی یکسان ندارند. اگر مثلا همسایه تان گفت که پسرم در مرکز مطالعات صلح خاورمیانه در واشنگتن تحلیلگر ارشد علوم سیاسی است و با نوام چامسکی و فرید زکریا فالوده میخورد تندی نپر وسط حرفش که بگی پسر عمه ات درژاپن راننده غلطک آسفالت است یا در تایلند مسافرپران است. این دو تا در یک سطحه؟خودت چی فکر می کنی واقعا؟
- یارو 6 ماه رفته بنگلور یا حیدرآباد زندگی کرده میاد جلو فک و فامیلش از خوبیهای خارج میگه و اینکه خاک تو سرتون که داخل زندگی می کنید وجالبه که فامیلهاش هم، احساس افسردگی بهشون دست میده که داخل هستند. اصلا بنگلور نه و هونولولو، خوب حالا که چی؟ میگی تمام 70 میلیون جمعیت ایران بروند خارج زندگی کنند؟ قبل از اینکه حرف بزنی یک کمی فکر کن اصلا هم راه دوری نمیره-- 

نوشته شده توسط مینا عرب خدری، Mina Arabkhedri در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390 ساعت 3:4 PM | لینک ثابت |
یکی از دوستان خوبم کتابی منتشر کرده در رابطه با تحصیل ایرانیان در مالزی. می تونین کتاب رو به صورت رایگان از اینترنت دانلود کنید (وب سایت زیر) و یا مبلغی به موسسه ی محک خیرات کنید.

http://kaghazeakhbar.com/article/4695

نوشته شده توسط مینا عرب خدری، Mina Arabkhedri در دوشنبه دوم آبان 1390 ساعت 7:56 PM | لینک ثابت |
درود فراوان بر شما ای بهترین ها و دوست داشتنی ترین ها..

اومدم بگم روز معلم خیلی خیلی مبارک ها باشه.

داشتم نوشته هام در 5 اردیبهشت گذشته تو این وبلاگ رو مرور می کردم؛ شاید یک جرقه ای زده شد توی ذهنم و امسال هم چیزی نوشتم.

می دونی، وقتی 5 ساله گذشته ی خودت رو مرور می کنی، مثل این می مونه که داری یک کتاب تاریخ رو ورق می زنی و حس "کهنسالگی" بهت دست می ده.

اما... من الآن انگاری دارم از موضوع اصلی خارج می شم. بحث اصلی اینه که دلم تنگ شده، خیلی هم تنگ شده .. واسه اون روزهای خوب و روزهای بد .. واسه اون معلم هایی که می پرستیدم و واسه اون معلم هایی که می خواستم سر به تنشون نباشه (خودشون می دونن چرا) .. ولی واقعا، از ته دل، دلتنگم.

اِهِم .. حالا بگذریم .. تا من بغضم نترکیده ..

دبیرها و استاد های نازنین خیلی دوستتون دارم؛ همه تون رو!

خدا حافظ و نگه دارتون باشه هر کجا که هستین ان شاءالله ..

صلح ؛ دوستی ؛ عشق .. ! 

م.ع.

نوشته شده توسط مینا عرب خدری، Mina Arabkhedri در دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390 ساعت 11:45 PM | لینک ثابت |

آخرین متدهای روز جهان در زمینه ی نحوه ی محبت و نفوذ دانشجو به دل استاد در برگه ی امتحان:

به جای مقدمه
این جفنگیات مرسوم که در برگهی امتحان مینویسند و از بیماری مادر تا اینکه اگر این درس را نمره نیاورم مشروطم میشوم و ... هم، خیلی خز شده وهم، حتی یک بچه ی 5 ساله باور نمیکند؛ چه برسد به یک دکتر! کمی نوآوری و خلاقیت داشته باشید. جناب استاد به اندازه ی کافی خودش مشکلات و بدبختی دارد، دیگر نیاز نیست شما با آن خط زیبای منحصر به فردتان یک صفحه ی آچار برایش از مشکلاتتان بگویید. حالا باز ای کاش فقط یک نفر چنین خزعبلاتی می نوشت. یکهو می بینی از 30 نفر دانشجو، بیست و هشت نفر عینا نوشته اند که اگر این درس را نمره نگیریم مشروطیم و مادرمان مریض است و پدرمان زندان است و فلان و بهمان. انگار این مشکلات را هم از روی دیگر تقلب کرده اند.

در این بخش به ذکر خاطراتی از فعالیتهای پربار خود در این زمینه میپردازم:

«ادامه ی مطلب را بخوانید...»


ادامه ی مطلب را بخوانید...
نوشته شده توسط مینا عرب خدری، Mina Arabkhedri در شنبه ششم فروردین 1390 ساعت 1:22 PM | لینک ثابت |
خب من بالاخره سفره ی هفت سینم رو چیدم!! فکر می کنین روی سفره ام چی دارم؟ D: 

(راهنمایی: اصلا شبیه یک سفره ی هفت سین معمولی نیست!)
پارسال این شکلی بود: 

نوشته شده توسط مینا عرب خدری، Mina Arabkhedri در شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 ساعت 10:42 AM | لینک ثابت |
زردی من از تو، سرخی تو از من!

چهارشنبه سوری تون مبارک باشه ♥
پارسال از روی کبریت رد شدم حداقل؛ امسال حال اون هم نیست! :-<

نوشته شده توسط مینا عرب خدری، Mina Arabkhedri در سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389 ساعت 8:25 PM | لینک ثابت |

weird is when you've completely forgot about someone and just out of the blue they show up at your doorstep..

but you know what? weird is good and i would like to have more of it stepping towards me

.

.

.

:)

نوشته شده توسط مینا عرب خدری، Mina Arabkhedri در شنبه هفتم اسفند 1389 ساعت 3:14 PM | لینک ثابت |

I was crossing a hallway at UBC a few minutes ago and overheard two people:

Guy: Hey, why are you following me around?

Girl: Well, I'm stalking you 'cuz you're so cute!

Guy: Umm.. Thanks!?

Girl: Yeah, no problem.. :D

.

.

.

And so I was just wondering if you could possibly be anymore honest than this?! :O

نوشته شده توسط مینا عرب خدری، Mina Arabkhedri در پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389 ساعت 6:21 PM | لینک ثابت |
سلام سلام!

می دونم، می دونم: قرنی است که این جا خاک گرفته. بله می دونم! ولی کجایید که ببینید نویسنده ی بیچاره ی این جا هم زیر آواری از کتاب خاک گرفته بود و تا ترم 3اش رو نموم کنه جانش به لبش رسید... هی هی هی، امان امان امان!

ما که انگار اول کاریم. چند شب پیش، شب یلدا بود و ... بله شب یلداتون مبارک ها باشه! ... آره شب یلدا بود و جناب حافظ ما رو با می و شراب این قدر مستفیض کردن که یعنی مینا خانم هنوز کلی راه داری پاشو تا دکترا برو لطفا! هی هی هی. حافظ جان بگذار ما اول ببینیم ترم 3مون پاس می شه، چشم تا دکترا که سهله، تا پست دکترا هم می ریم جانم!

در ضمن امشب هم که شبه کریستمس هست، هر کسی که جشنش می گیره، مبارکش باد!

نوشته شده توسط مینا عرب خدری، Mina Arabkhedri در جمعه سوم دی 1389 ساعت 8:43 PM | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar